اين فقط يك خبر نيست
من از صبح
برف مي بينم كه مي بارد
كه سفيد مي كند کلاغ های سیاه را
كه سفيد مي كند سنگ سياه سالي را كه گذشت
با اين همه برف
حتما خدا قصدكمك دارد
با معرفت است خدا
مثل آن نجیب زاده که ای
خیلی وقته که جای دیگه می نویسم
با یک سبک و سیاق جدید
با یک خودکار آبی
خیلی وقته خودکار سیاه اینجا رو داده بودم به اون یکی مرتضی
مرتضی سال های خیلی دور
اما حالا یک مرتضی جدیدم
هر چند از مرتضی جدی
توانایی, حقیقی, در بازوان ما نیست
در دانش ما نیست
در جسم ما نیست
روح که پاک باشد ما توانمندترین هستیم
چون به خدا وصل می شویم
و قدرت مندترین هستیم وقتی که رها می شویم از
حسادت ها
مقایسه کردن ها
خ
آشنایی با کلاس وفور,
من چند سالی بود که سخت مطالعه می کردم تا یک راهی پیدا کنم برای بهتر شدن زندگیم
اونقدر جلو رفتم تا اینکه فهمیدم با این کتاب ها زندگیم بهتر نمی شه
و من یه چیزایی کم دارم که توی این ک
*مشکل در جذب آدم ها برای کلاس وفور
رفتار : از جذب آدم ها به کلاس وفور خوشم نمی اومد. برام کار سختی بود. اضطراب می گرفتم . می ترسیدم
مکالمه ذهن: فکر می کردم آدم ها منو مسخره می کنند وقتی که دعوت شون م